الشيخ رسول جعفريان
224
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
امام را كنار نگذاشته و از جماعت كنارهگيرى نكرديم « 1 » و به سپاه ابن زياد نيز نصيحت مىكرد : « ألزموا طاعتكم و جماعتكم و لا ترتابوا فى قتل من مرق عن الدين و خاف الإمام » « 2 » ، طاعت و جماعت را حفظ كرده و در كشتن كسى كه از دين خارج گشته و مخالفت با امام ورزيده ، ترديد نكنيد . افرادى چون عبد الله بن عمر ، كه از فقهاى اهل سنّت و محدّثين روايات به حساب مىآمد ، فكر مىكرد كه اگر مردم حتّى بيعت يزيد را پذيرفتند ، او نيز خواهد پذيرفت و به معاويه نيز قول داد : « فإذا اجتمع النّاس على ابنك يزيد لم أخالف » ، « 3 » زمانى كه همهء مردم با فرزند تو يزيد بيعت كردند ، من با او مخالفت نخواهم كرد . او به امام هم مىگفت : جماعت مسلمين را متفرّق نكن . « 4 » افرادى چون عمره ، دختر عبد الرحمن بن عوف ، نيز به امام حسين عليه السّلام نوشتند كه حرمت « طاعت » را رعايت كرده و جماعت و حفظ آن را بر خود لازم شمرد . « 5 » يكى ديگر از انحرافات دينى در جامعهء اسلامى « اعتقاد به جبر » بود . اين عقيده پيش از رخداد كربلا نيز مورد بهرهبردارى بوده است . امّا در صدر اسلام ، معاويه مجدّد آن بوده و طبق گفتهء ابو هلال عسكرى ، معاويه بانى آن بوده است . « 6 » قاضى عبد الجبار نيز با اشاره به اين كه معاويه پايهگذار « مجبره » است ، جملات جالبى در تأييد اين مسأله از قول معاويه آورده است . « 7 » معاويه در مورد بيعت يزيد مىگفت : « إن أمر يزيد قضاء من القضاء و ليس للقضاء الخيرة من أمرهم » ، « 8 » مسألهء يزيد قضايى از قضاهاى الهى است و در اين مورد كسى از خود اختيارى ندارد . عبيد الله بن زياد نيز به امام سجّاد عليه السّلام گفت : « أ و لم يقتل الله عليا » ؟ آيا خدا على
--> ( 1 ) . همان ، ص 275 . ( 2 ) . همان ، ص 331 ( 3 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ص 167 ، ابن عمر طبق گفته خود معاويه شخصى ترسو بود ( ابن اعثم ، ج 4 ، ص 260 ) او به امام حسين عليه السّلام نيز گفت : خروج نكن و صبور باش و داخل در صلحى شود كه همهء مردم در آن داخل شدند . نك : الفتوح ، ج 5 ، ص 39 ؛ ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ص 166 ( 4 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 17 ( 5 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ص 167 ( 6 ) . الاوائل ، عسكرى ، ج 2 ، ص 125 ( 7 ) . فضل الاعتزال و طبقات المعتزله ، ص 143 ( 8 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 183 ، 187